persian english
اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال

ميز خدمات پرسنلي





منوی اصلی



---------------------------------------

---------------------------------------

--------------------------------------

پیوندها

 

 

 

 

آخرین تاریخ به روز رسانی تارنما


ساعت روز ماه سال
10:29 سه شنبه 10
بهمن 1396

rahbar rd ستادخدمات سفر1 ستادخدمات سفر2 ستادخدمات سفر3 ستادخدمات سفر4

اشارات جسمانی نماز

اشارات جسمانی نماز

نویسنده: ویلیام چیتیک
مترجم: معصومه نقدبیشی





مقاله حاضر ترجمه فصل دوم جدیدترین اثر از ویلیام چیتیک، نویسنده و پژوهشگر توانای عرفان و تصوف، به نام در جستجوی قلب گمشده است. (1) نگارنده در این فصل به شیوه‌ای محققانه به تشریح اشارات و معنای نهفته در حرکات نماز پرداخته و به گونه ای موجز خواننده را به تعمق در این امر دعوت می نماید. تطبیق اسرار نماز یا انسان شناسی و سیر انسان در قوس صعود و نزول ( معراج) محور اصلی این مقاله را تشکیل داده است.
نویسندگان مسلمانی که اهمیت نماز را توضیح می دهند، آن را متضمن پایه ای کامل در عمل اسلامی دانسته اند. مخاطب آن ها افرادی هستند که نماز را به جا می آورند و این عمل، عادت ثانویة آن ها شده است. این نویسندگان به ندرت مفهوم حرکات نماز را مورد بحث قرار می‌ دهند و تنها در چارچوبی که به عنوان «اسرار عبادات» شناخته شده سخن، می‌گویند. به طور معمول نویسندگان چنین آثاری صوفی بوده و خود را متعلق به گروهی از مسلمانان می دانند که با تفاسیر سطحی راضی نشده و این گروه معنایی فراسوی شکل و ظاهر را مورد تأکید قرار می دهند.
با این وجود، این آثار توجه بسیار بیشتری به اهمیت دستور العمل‌ های متنوع و قرائت آیات قرآنی دارند تا به خود حرکات جسمانی، بی تردید بخشی از دلیل این سکوت مرتبط با این امر است که بدن با حکمت حرکت وفق یافته و در نتیجه بیان لفظی غیر ضروری به نظر می رسد. با این همه، معاد جسمانی است و قرآن به ما می‌ گوید که هر یک از جوارح به خاطر اعمالشان در این دنیا، مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت. (2)
پیامبر (ص) نماز را ستون دین نامید(3) لذا نماز به عنوان ستون دین، بقیه‌ ی تعالیم دین اسلام را نگه داشته و اساسی ترین عملی را که خدا از بشر خواسته، بیان می کند.
اگر بیان شهادت، اقرار به تسلیم شدن در مقابل حب و رحمت خداست پس نماز توصیه شده ترین فعالیت جسمانی از سوی خداوند می‌ باشد که به این امر (شهادت) اضافه شده است.
مفهوم نماز از بسیاری جهات می تواند مورد نگرش قرار گیرد. شاید ‍ [ بتوان گفت] بهترین شیوه برای شناخت حرکات نماز قرار دادن این حرکات در بستر آموزه های اسلامی برای عالم صغیر انسانی است. این تعالیم به وضوح بین بعد سفلی، ظالمانی، کثیف، ناخودآگاه و پراکنده ی انسان که جسم نامیده می شود [ و همچنین] بعد علوی، درخشان، لطیف، خودآگاه و یگانه که روح نامیده می‌شود، تمایز قائلند. جسم [ انسان] تصویر جسمانی خداست(4) در حالی که روح، نفس خداست که در زمان سرشتن گل انسان در جسم او دمیده شد. (5) [پس] تنها یک روح فطری ( نفس خداوند) و تعداد بسیار زیادی از ابدان انسان ها که همگی بر صورت خدا خواسته شده اند، وجود دارد. در هر فرد، روح و جسم در یک سطح میانجی (برزخ) به نام نفس با هم آمیخته اند.
نفس، نمایانگر برخورد بین کیفیات روح و جسم و منبع آگاهی و شخصیت است؛ اما [ نمی توان گفت] تنها معنوی یا به طور کامل مادی است؛ بلکه درون نفس، نور با ظلمت، دانش با جهل، وحدت یا کثرت، ذکر یا نسیان، زندگی به همراه مرگ و قدرت با ضعف عجین است. (6) از طریق نفس، روح و جسم با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و بر هم اثر می‌گذارند. این تعامل ظاهر شده و لحظه به لحظه در [ساخت های] اندیشه، گفتار و عمل دست خوش تغییراتی می گردد. هدف از وجود انسان در این دنیا، ادغام اسفل در اعلی، مادیت در معنویت و انسانیت در الوهیت است. از این حیث، فرد مسلمان می کوشد جسمش را به نفس و نفسش را به زوج بسپارد. اما این امر به برقراری یک رابطه ی محکم و استوار با کانون الهی و چنگ زدن به ریسمان الهی و بازگشت تمام فعالیت های متفرقه و پراکنده ی جسم و نفس به خدا بستگی دارد.
نماز، مردم را در هر سطح وجودی که دارند به خود می خواند. حرکات ‍‍[ نماز]، مدلی را برای تلفیق فعالیت های بدنی با حقیقت ارائه می‌ نماید. نماز نیز همچون انسان، دارای سه بعد اساسی ‍[روح، جسم و نفس] است. روح[ نماز]، تمرکز حواس یاحضور قلب است؛ در هر نمازی، مسلمانان به صورتی پایدار و محکم تلاش می کنند تا قلب در ذکر خداوند، مبهوت گردد این واقعیت که هر فردی که نماز را اقامه می‌ کند در تثبیت کمترین ‍‍[ میزان از] تمرکز حواس می‌کوشد، دقیقاً مانند حقیقت زندگی بشر است که اثباتی بر حضور روح می باشد. اما حضور کامل قلب به کمیابی خودآگاهی انسان که در سطح روح الهی واقع شده است. این آگاهی هدف ‍[ اصلی] وجود انسان است و تنها پیامبران (ص)و اولیاء خدا آن را تجربه می کنند.
هر حرکتی ‍ [ در نماز] با آیات خاصی از قرآن و یا دستور العمل های نبوی که کلیدی بر اهمیت آن [ حرکات را] ارائه می کنند، همراه است و ‍[ در واقع] آیات و احادیث بین شکاف موجود میان روح و جسم و تمرکز حواس و فعالیت بدنی پل زده و همچون برزخی میان روح و بدن نماز هستند. ‍[ این آیات و روایات] به منزلة نفس نماز بوده و درخشندگی روح نماز را با مادیت صورت در یک جا جمع می کنند. بدین ترتیب، کلمات یک سرشت جسمانی « بند بند» مانند حرکات [ نماز] دارند اما معنای نهایی آن ها ورای تمام صورت هاست.
در میان متون بسیاری که منابع و مأخذ برای نشان دادن اهمیت نماز نقل قول کرده اند ‍[ این حدیث] به چشم می خورد: « الصلاه معراج المومن» (7) معراج به معنای صعود پیامبر (ص) است که به موجب آن، او از طریق ملکوت به حضور الهی رسید. کلمة معراج در معنای تحت اللفظی یعنی وسیله ای برای بالا رفتن با نردبان، اما یکی از نردبان بالا می رود و دیگری از آن پایین می آید و اهمیت معراج نه تنها در عروج پیامبر (ص) که در بازگشت او به جهان نیز هست. این دو حرکت [ صعود و نزول] معرف دو مرحلة مهم از کمال معنوی است که در ساختار نماز نشان داده شده است.
طبق نظریة پذیرفته شدة عمومی، معراج پیامبر (ص) جسمانی بوده. (8) و به عبارت دیگر، کمال بشر به ابعاد معنوی، نورانی و نامرئی محدود نمی شود بلکه [ همچنین] این امر به بعد مادی، تیره و مرئی نیز مرتبط است چون صورت الهی صفات خاصی را ظاهر می‌ کند که مستلزم شکل مادی است. جسم یک مؤلفة اساسی در جستجوی خداست و درست مانند نفس، بدن نیز دست خوش دگرگونی های مناسب در سطح خود می شود.
نماز دارای چهار حالت اصلی است:
1-
حالت ایستادة مستقیم (قیام)؛
2-
رکوع، به طوری که پشت و سر موازی با زمین باشند؛
3-
سجده با برقرار کردن زانو ها، دست ها و پیشانی ‍ [ و نوک انگشتان بزرگ هر دو پا] بر زمین؛
4-
نشستن بر روی زانو رو به جلو به طوری که پشت، صاف باشد( تشهد).
هر نماز واجب از دو، سه و یا چهار رکعت تشکیل می شود: یک رکعت متشکل از ایستادن (قیام)، رکوع، دوباره قیام، سجده، سر از سجده برداشتن و نشستن، سجدة دوباره ‍[سجده ی دوم]، سپس سر از سجده برداشتن و قیام کردن یا نشستن جهت خواندن تشهد. البته این امر بستگی به این دارد که نمازگزار در حال انجام چه رکعتی است.
در بحش نخست هر رکعت، شخص با ‍[قرار دادن] دست ها در کنار خود یا به صورت متکتف؛ دست ها به صورت تا خورده در مقابل شکم ( بسته به مکتب فقهی که نمازگزار تابع آن است) می ایستد، خداوند به تمام افراد فرمان داده تا مسئولیت مقام انسانی خود را به عهده گیرند و آن ها[ نیز] با ایستادن در پیشگاه او به عنوان بنده به او پاسخ می گویند. معنای قیام، وقتی که در تقابل با دو حالت رکوع و سجود ‍[بررسی می شود] به وضوح مشخص می شود. ابن عربی خاطر نشان می‌کند که رکوع، برزخی بین قیام و سجود است. (9) این بسیار قابل توجه است که قرآن فعل « سجده کردن» را اغلب اوقات در داستان به سجده افتادن ملائکه در مقابل آدم به امر خداوند و سرپیچی شیطان از انجام این دستور به کار می ‌برد. سجده در مقابل خداوند، اذعان به برتری مقام اوست و بدین ترتیب شخص تسلیم بودن کامل خود را چه از نظر روحی و چه جسمی در برابر امر خداوند نشان می دهد. شیطان از هوای نفس خود پیروی کرد و سرسختانه از پذیرش هدایت حق تعالی سرباز زد. شعار او این بود: « من از او بهترم» (ص: 76). شیطان، آدم را پایین تر از خود پنداشته لذا او را شایسته ی سجده ندانست. ‍[پس] بنده ای [هم] که حاضر به سجده در برابر خداوند نباشد [به نوعی] می گوید: من از او بهترم.
در حالت قیام، بنده در یک صفت الهی سهیم است چرا خدا « حی القیوم»( البقره : 255) است. اما [ در مقابل] رکوع و سجود، فقط از ویژگی های بنده هستند و نه پروردگار، این حالت در مفاهیم خشوع، تواضع، فروتنی و خضوع مشترک است. همان گونه که ابن عربی اشاره می کند، از طریق سجده، بنده در پی خاستگاه خود که گل رس است، می باشد در حالی که از طریق قیام او تلاش می کند تا به ریشة ویژگی های مثبتش که همان روح است برگردد. گل رس از آب و خاک ساخته شده و دارای ویژگی هایی نظیر دنانت، ظلمت، تراکم، درشتی، کندی، انفعال، جهل و مرگ است. [ در خالی که ] روح، نفس الهی بوده و در جنس خود با فرشتگان یکی است و خصوصیات ذاتی آن شامل: علو، درخشندگی، لطافت، سبکی، روشنایی، پویایی، علم و زندگی می باشد. قیام نمایانگر سرشت روحانی انسان، سجده مبین طبیعت جسمانی و رکوع، حوزة میانجی نفس است و در مجموع حرکات سه گانة ‍[ نماز]، حاکی از بندگی جمیع انسان هاست.
اگر چه روح در مقایسه با بدن، متعالی و نورانی است، اما در مقایسه با خداوند پست و تاریک است. بنده با تمام وجود به تصدیق این موضوع که هر چیز مثبتی در روح از خدا ناشی شده، تعظیم می کند. رکوع نشان می دهد که بنده این تفکر را که « من از او بهترم» را رد کرده چرا که می داند هر چه دارد از سوی پروردگارش است. او [ با رکوع] ادعای استقلالی را که نفس در زمانی که خود را در معرض تابش نور روح می بیند و با وسوسة [ شیطان] تصور می کند که این نور از آن خود اوست، رد می کند.
کلماتی که اغلب هنگام رکوع قرائت می شوند از این جمله اند: شنوایی من، بینایی من، مغز من، استخوان های من و عصب های من [ همگی] در پیشگاه تو[ ای خدا] خاضعند. هر کدام از این اندام ها و قوا دارای ویژگی های خاص الهی هستد که به انسان اجازة ادامة حیات می دهند و هر یک از این دو ساحت ‍[ جسم و روح] در روز قیامت مورد مؤاخده قرار خواهند گرفت. رکوع نشان دهندة این نکته است که بنده تمام ادعاهایی که مبنی بر احساس مالکیت بر این اندام ها باشد را رد کرده و صرفاً ریشة تمام آن ها را در خدا ‍[ مالک حقیقی] می داند.
سپس سجده نقطه ای را نشان می دهد که بنده متعلق به آن است و به همان گل رس بر خواهد گشت. از این رو، اصحاب صوفیه معتقدند که سجده علامت ظاهری یکی از متعالی ترین مراحل کمال است. [ سجده] تجربه و تشخیص بنده از فنا و نیستی خویش است و این امر فنای او در نور خداوند است.
نماز در حالت نشسته که بیانگر ثبات در ساحت میانی (نفس) ست به پایان می رسد. اینجاست که بنده از خدا رحمت به محمد رسول الله (ص) را مسئلت می کند. وضعیت نشسته صعود و رسالت جانشینی به عنوان خلیفة خدا در جهان- خضوع بدن و عبودیت را با هم در می آمیزد. سجده ‍‍[ نماد] بازگشت از معراج و نشانة تحقق کاملی از صورت الهی و بقا در صفات خدا بعد از گسستن از تمامی صفات خود است. سجده معنای این آیة قرآنی را ترسیم می کند:« هر که روی زمین است دست خوش مرگ و فناست و زندة ابدی ذات خدای منعم با جلال و عظمت است»( الرحمن: 26-27)

پی‌نوشت‌ها:

1. In search of the lost heart(Exploration in Islamic Thought).
کتاب« در جستجوی قلب گمشده ( کاوش هایی در اندیشه ی اسلامی)» در فوریه ی 2012 میلادی توسط انتشارات سانی در آمریکا منتشر و هم اکنون توسط مترجم این مقاله در دست ترجمه است.
2. «
ان السمع و البصر والفؤاد کل اولئک کان عنه مسؤولاً» (الاسراء: 36). ( تمام پانوشت ها افزوده های مترجم است).
3.
پیامبر(ص): الصلوه عماد دینکم؛ میزان الحکمه، ج 5، ص 370.
4.
عهد عتیق، سفر تکوین: 1: 26-27: آدم را به صورت ما و موافق و شبیه ما بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و بهائم و بر تمامی زمین و همه ی حشرات که بر روی زمین می خزند حکومت کند. پس خدا آدم را به صورت خویش آفرید. او را به صورت خدا آفرید. . . ؛ ابن عربی، محی الدین، فصوص الحکم، بیروت: دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 2003، ص 41: فصل آدمی: فأنشأ صورته الظاهره من حقائق العالم و صوره و انشأ صورته الباطنه علی صورته تعالی.
5.
فإذا سؤیته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین: الحجر:29.
6.
دکتر چیتیک بیشتر در کتاب مقدمه ای بر عفان و تصوف(introduction to Sufism and Islamic mysticism)
فصلی را به نفس اختصاص داده بودند که حاصل آن این بود که نفس یک انسان در عمیقترین ساحت حقیقت خویش، هیچ کیفیت و ویژگی خاصی ندارد. او شناخت ناپذیر بودن نفس را یک امر واقعی و زیربنایی دانسته و در اثبات گفته‌ی خود به قرآن استناد می‌کند. (ر. ک:ص102 و 104) و به نظر می رسد در این بیان کوتاه بیان خود را از چیستی نفس در تصوف و عرفان اسلامی کامل کرده‌اند.
7.
بحار الانوار، ج 79، ص 303.
8.
دست کم چنانچه آیه ی اول سوره اسراء می فرماید: سبحان الذی أسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الأقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انه هو السمیع البصیر.
9.
ر. ک: فتوحات ( 4 جلدی)، ج2، ص 568.

منبع مقاله : نشریه کتاب ماه دین، شماره 179.

Statistics

زبان ها: 2
عضو: 309
خبر: 919
وب لینك: 7
بازدید كننده: 5470629
ما 30 میهمان آنلاین داریم

 

 

نظر سنجي

به نظر شما خدمات انجام شده در بافت تاریخی شیراز تا چه حد رضایت بخش است؟

نتایج
farschtonews ttrr
s trtr