persian english
حمایت از کالای ایرانی

ميز خدمات پرسنلي





منوی اصلی



---------------------------------------

---------------------------------------

--------------------------------------

پیوندها

 

 

 

 

آخرین تاریخ به روز رسانی تارنما


ساعت روز ماه سال
10:29 سه شنبه 10
بهمن 1396

نماز و احادیث

 


نماز از دیدگاه نهج البلاغه

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت علی ع در نهج البلاغه خطبه ۱۹۹ به یاران خود درباره نماز چنین وصیت می کند:
کار گذاردن نماز را بر عهده بگیرید و نگه داشتن آن را بپذیرید، و آن را بسیار به جای آرید و با نماز خود را به خدا نزدیک نمایید که نماز نوشته شد بر مومنان و باید گزارده شود به وقت آن.
آیا گوش فرا نمی دهید به پاسخ دوزخیان که چون از آنها پرسیدند: چه چیز شما را در آتش سوزان درآورد؟
گفتند: ما از نمازگزاران نبودیم.
و نماز گناهان را می زداید چنانکه برگ را از درخت بزداید و گناهان را از گناهکار باز می کند چنانکه بند را از کسی باز نمایند.
و رسول خدا ص نماز را به چشمه آب گرم که بر در خانه مردی باشد توصیف می فرمایند که او روز و شب ۵ بار خودش را با آن آب می شوید و دیگر چرک
ی در بدنش باقی نخواهد ماند



چگونه از نماز کمک بگیریم ؟

انسان در زندگی مادی بدون تردید در تنگنا قرار می‏گیرد، امکانات و توان انسان محدود است و با مشکلات بسیار، بدون پشتوانه نمی‏توان زندگی کرد. آنان که مادی می‏اندیشند، فقط به پشتوانه‏های مادی فکر می‏کنند، ولی آنان که الهی فکر می‏کنند پیوسته با پشتوانه‏ های معنوی خود را از بن بست می‏رهانند. از این دست پشتوانه‏ ها، نماز است. نماز، جلوه برجسته یاد خداست و «دل آرام گیرد ز یاد خدای «أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»

«وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ ؛ از صبر و نماز یاری جویید (و با استقامت و کنترل هوس‏های درونی و توجه به پروردگار نیرو بگیرید) و این کار جز برای خاشعان سنگین است.» بر این اساس است که در روایات فراوانی آمده است که وقتی پیامبر اکرم یا امام علی(علیهم السلام) با مشکلی رو به رو می‏شدند به نماز روی می‏آوردند. امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: مستند این کار همین آیه شریفه است.

از حضرت امام صادق(علیه‌السلام) نقل شده است که فرمود: چه مانعی دارد وقتی که با غمی از غم‏های دنیا رو به رو می‏شوید؛ وضو گرفته به مسجد بروید، دو رکعت نماز بخوانید و در نماز دعا کنید، زیرا خداوند دستور داده: «وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ .»

و بی‏ تردید استوارترین پشتوانه در زندگی همین است و بس، دیگر پشتوانه‏ ها سست است و غیر قابل اعتماد:

«مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاء کَمَثَلِ الْعَنکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنکَبُوتِ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ ؛ کسانی که غیر از خدا را اولیا خود برگزیدند، همچون عنکبوت ‏اند که خانه ‏ای برای خود انتخاب کرده و سست‏ ترین خانه‏ ها خانه عنکبوت است؛ اگر می‏دانستند

«هر حیوان و حشره‏ای برای خود خانه و لانه ‏ای دارد اما هیچ یک از این خانه‏ ها به سستی خانه عنکبوت نیست. اصولاً خانه باید دیوار، سقف، و دری داشته باشد و صاحب آن را از حوادث حفظ کند، طعمه و غذا و نیازهای او را در خود نگه دارد، بعضی خانه‏ ها سقف ندارند، اما لااقل دیواری دارند یا اگر دیوار ندارند سقف دارند، اما لانه عنکبوت که از تعدادی تارهای بسیار نازک ساخته شده نه دیواری دارد، نه سقفی، نه حیاطی و نه دری. اینها همه از یک سو .

از سوی دیگر مصالح آن به قدری سست و بی‏دوام است که در برابر هیچ حادثه‏ای مقاومت نمی‏کند، اگر نسیم ملایمی بوزد تار و پودش را در هم می‏ریزد. اگر چند قطره باران بر آن ببارد آن را متلاشی می‏کند. کمترین شعله آتش به آن برسد، نابودش می‏سازد، حتی اگر گرد و غبار بر آن بنشیند، پاره پاره می‏شود و از سقف خانه آویزان می‏گردد. معبودهای دروغین این گروه نه سودی دارد و نه زیانی نه مشکلی را حل می‏کند و نه در روز بیچارگی پناهگاه کسی هستند

آری فقط او پناه‏گاه است و بس !

روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مُهرش شود عبور کرد.مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی.مجنون به خود آمد و گفت: من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم، تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه دیدی که من بین تو و خدایت فاصله انداختم؟

نماز موضوعی است که متدیان، بسیار با آن سر و کار دارند اما مواجهه‌ی افراد مختلف با آن متفاوت است. نماز برای بسیاری دغدغه‌ است اما دغدغه‌ای آزار دهنده که تا پایان وقت با آنهاست و در آن لحظات پایانی که آن را به جا می‌آورند گویا که بار بزرگی را از دوش برداشته‌اند.

گروه دیگری نیز به نماز عادت کرده‌اند و چندان ارتباطی با آن نداشته و هیچ دغدغه‌ای برایشان ندارد و از سر عادت دیر یا زود آن را به جا می‌آورند.

اما در این میان هستند افرادی که نماز جور دیگری برایشان دغدغه است. این افراد توانسته‌اند ارتباطی با آن برقرار کنند و دغدغه آنها این است که آن را به نحو صحیحی به جای آورند.

اما چگونه نماز برای انسان شیرین می‌شود؟

نماز عبادتی که در ابتدای راه، نیاز به تمرین دارد تا عادت شده و مشقت آن هموار شود. از این روست که آموزه‌های تربیتی دین، گویای این است که کودکان از هفت سالگی به نماز فرا خوانده شوند تا کم کم با آن خو بگیرند. اما قدم بعد، ستیز با عادت شدن آن است. و تمام مشکل اینجاست که یا نماز برای افراد عادت نمی شود و یا تبدیل به عادت می‌گردد.

عادت نکردن افراد به نماز در ابتدای سنین تکلیف موجب کسالت و مشقت برای آنان در سنین بالاتر شده و باقی ماندن در عادت موجب عدم ارتباط با آن می‌گردد. اما نمازی که "قربانُ کلِ تقی" است و "معراج مومن" است، فراتر از تکرار واژه‌ها و انجام منظم حرکات است.

از قدیم انسانها دنبال جادو، ذکر، ختم، رمز و کیمیا بوده‌اند تا یکباره ترقی کنند. امروز هم کم نیستند افرادی که ذکر می‌دهند و آدمهایی که دنبال آن هستند و خود شما نیز قطعا نمونه‌های دینی آن را تجربه کرده‌اید. حتی منابع اسلامی نیز پر است از این دست ختوم و اذکار. اما کم‌اند افرادی که با این روشها گره‌ای گشوده باشند حتی با شیوه‌های دینی. اما چرا؟

علت عدم تأثیر عمده این موارد، عدم ارتباط با معناست. چرا که الفاظ منشاء اثر نیستند و آنچه سیراب می‌کند خود آب است نه اسم آن. گذشته از اینکه بسیاری از موارد غیر دینی آن شیوه‌ها، تهی از معنا هستند.

نماز نیز یکی از همان اکسیرهاست که به فرموده‌ی اولیای دین قربان و معراج است یعنی بال پرواز و ترقی. و آنچه گفته آمد همه برای این بود که عرض گردد نماز بهترین و تضمینی‌ترین ذکر و ختم و رمز برای ترقی و رسیدن به آرزوها و پر کشیدن به اوج آسمانهاست. اما نه ظاهر نماز و نه الفاظ آن، بل روح و معنای آن، که داستان نماز و روحش همان داستان آب و اسم آب است.

وقتی  مى‌گوئى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْدلله ربّ العالمین» یعنى؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده‌اى و من چیزى نبوده و نیستم، پس هستى مطلق تویى.

اما تنها راه عادت کردن به نماز و عادی نشدن نماز؛ تنها و تنها با توجه به آن و گذشتن از ظاهر آن و رسیدن به معنا و ارتباط با روح آن است که در تعابیر دیگر به این توجه حضور قلب نیز گفته می‌شود.

برای دست یابی به حضور قلب باید به نماز اهمیت داد. از وقت نماز گرفته تا مقدمات و اعمال و اذکار آن. بنابر این بهتر است نمازگزار موارد زیر را مراعات کند:

1- اهتمام به نماز اول وقت داشته و سعی کند دغدغه‌‌اش این باشد که تا اذان گفته شد هر جا که هست در پی خواندن نمازش رود.

2- قبل از نماز حتما اذان و اقامه را بگوید و خود را برای نماز مهیا کرده و ذهنش را از امور روزمره و مشغله‌های زندگی خالی کند.

3- قبل از نماز همیشه به خود توجه دهد که می‌خواهد در پیشگاه خدای بزرگی بایستد که او را می‌بیند و فراتر از آن، کسی است که او را و همه عالم را آفریده و هستی به دست اوست و شنوا و دانا و مهربان است.

4- حتما معنای اذکار نماز و آیاتی که در آن تلاوت می‌کند را بداند و توجه داشته باشد که دارد با خدای خود صحبت می‌کند.

5- بعد از نماز حتما چند دقیقه‌ای بنشیند و ارتباط خود را ادامه دهد و در آن بیندیشد.

پایان کلام خود را به ماجرایی از حضرت جانان، امیر مومنان، علی علیه السلام می‌آرایم و امید دارم که در همین اولین نمازی که پیش روی ماست به معنایی که ایشان فرمودند دقت کنیم.

جابر بن عبدالله انصارى تعریف می‌کند که روزى به همراه مولاى متّقیان، امام على علیه السلام بودم، شخصى را دیدیم که مشغول نماز است،

حضرت به او خطاب کرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مى‌دانى که چگونه و براى چه مى‌باشد؟

مرد گفت: مگر نماز معنای غیر عبادت دارد؟

حضرت فرمود: آرى، به حقّ آن کسى که محمّد(صلّى الله علیه و آله) را به نبوّت مبعوث گردانید، نماز داراى تأویل و مفهومى است که تمام معناى عبودیّت در آن خواهد بود.

مرد مشتاق شد و گفت: پس مرا تعلیم فرما.

امام فرمود: معنا و مفهوم اولین تکبیر آن است که خداوند، سبحان و منزّه است از این که داراى قیام و قعود باشد.

دومین تکبیر یعنى؛ خداوند موصوف به حرکت و سکون نمى‌باشد.

سومین تکبیر یعنى؛ نمى‌توان خداوند را به جسمى تشبیه کرد.

چهارمین تکبیر یعنى؛ چیزى بر خداوند عارض نمى‌شود.

پنجمین تکبیر مفهومش آن است که خداوند، نه محلّ خاصى دارد و نه چیزى در او حلول مى‌کند.

ششمین تکبیر معنایش این است که زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.

و هفتمین تکبیر یعنى؛ بدان که خداوند سبحان همچون دیگر اجسام، داراى أبعاد و جوارح نیست.

سپس در ادامه فرمایش خود فرمود:

معناى رکوع آن است که مى‌گویى: خداوندا! من به تو ایمان آورده‌ام و از آن دست بر نمى‌دارم، گرچه گردنم زده شود.

و چون سر از رکوع بر مى‌دارى و مى‌گوئى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْدلله ربّ العالمین» یعنى؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده‌اى و من چیزى نبوده و نیستم، پس هستى مطلق تویى.

و هنگامى که سر بر سجده فرود آورى، می‌گویى: خداوندا! مرا از خاک آفریده‌اى؛ و سر بلند کردن از سجده یعنى؛ مرا از خاک خارج گردانده‌اى.

و همین که دومین بار سر بر سجده گذارى یعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاک برمى‌گردانى؛

و چون سر بلند کنى گویى: و مرا از درون همین خاک در روز قیامت براى بررسى اعمال خارج مى‌گردانى.

و مفهوم تشهّد، تجدید عهد و میثاق و اعتقاد به وحدانیّت خداوند؛ و نیز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولایت اهل‌بیت او علیهم صلوات الله است.

و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، که در واقع ایمنى از عذاب قیامت باشد.

به نظرشما آیا اگر کسی در حرکات و سکنات نماز به این معانی توجه داشته و بداند که خم راست شدنش به چه معناست، و به آنچه می‌گوید و می‌خواند توجه داشته و خداوند تبارک را مخاطب خویش بداند، دیگر حواسش پرت می‌شود؟


که نماز را سبک بشمارند نخواهد رسید. این را گفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد."


برکات نماز اول وقت


1- برآورده شدن خواسته هاحضرت عبدالعظیم حسنی از امام حسن عسکری(ع) روایت می کند که فرمودند: "خداوند متعال با حضرت موسی تکلم کرد، حضرت موسی فرمود:خدای من. کسی که نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود:حاجت و درخواستش را به او عطا می کنم و بهشتم را برایش مباح می گردانم." حضرت حجةالاسلام والمسلمین هاشمی نژاد فرمودند: پیرمردی مسن، ماه مبارک رمضان به مسجد لاله زار می آمد. خیلی آدم موفقی بود، همیشه قبل از اذان داخل مسجد بود. به او گفتم: حاج آقا. شما خیلی موفقید، من هر روز که به مسجد می آیم می بینم شما زودتر از ما آمده اید جا بگیرید، او گفت: نه آقا، من هرچه دارم از نماز اول وقت دارم و بعد گفت: من در نوجوانی به مشهد رفتم.

مرحوم حاج شیخ حسن علی نخودکی را پیدا کردم و گفتم: من سه حاجت مهم دارم، دلم می خواهد هر سه تا را خدا در جوانی به من بدهد، یک چیزی یادم بدهید؟ ایشان فرمودند: چی می خواهی؟ گفتم: یکی دلم می خواهد در جوانی به حج مشرف شوم، چون حج در جوانی لذت دیگری دارد. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. گفتم: دومین حاجتم این است که دلم می خواهد یک همسر خوب خدا به من عنایت کند. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. و حاجت سومم این است که خدا یک کسب آبرومندی به من عنایت فرماید.

فرمودند:نماز اول وقت به جماعت بخوان. این عملی را که ایشان فرمودند من شروع کردم و در فاصله سه سال هم به حج مشرف شدم، هم زن مؤمنه و صالحه خدا به من داد و هم کسب با آبرو به من عنایت کرد.

2- برطرف شدن گرفتاری و ناراحتی:

پیامبر اکرم(ص) فرمودند:"بنده ای نیست که به وقت های نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد، مگر این که من سه چیز را برای او ضمانت می کنم: برطرف شدن گرفتاری ها و ناراحتی ها، آسایش و خوشی به هنگام مردن و نجات از آتش."

3 - ورود به بهشت و دوری از جهنم:

امام محمد باقر(ع) می فرمایند:"هر کس نماز واجب را در حالی که عارف به حق آن است در وقتش بخواند، به گونه ای که چیزی دیگر را بر آن ترجیح ندهد، خداوند برای وی برائت از جهنم می نویسد که او را عذاب نکند، و کسی که درغیر وقتش به جا آورد در حالی که چیزی دیگر را بر آن ترجیح دهد، خداوند می تواند او را ببخشد یا عذابش کند.

4- در امان بودن از بلاهای آسمانی:

قطب راوندی گوید: پیامبر خدا(ص) فرمود:هنگامی که خداوند از آسمان آفتی بفرستد، سه گروه از آن، در امان می مانند: حاملان قرآن، رعایت کنندگان خورشید یعنی کسانی که وقت های نماز را محافظت می کنند و کسانی که مساجد را آباد می نمایند."

هر کس نماز واجب را در حالی که عارف به حق آن است در وقتش بخواند، به گونه ای که چیزی دیگر را بر آن ترجیح ندهد، خداوند برای وی برائت از جهنم می نویسد که او را عذاب نکند، و کسی که درغیر وقتش به جا آورد در حالی که چیزی دیگر را بر آن ترجیح دهد، خداوند می تواند او را ببخشد یا عذابش کند.

5- خشنودی خداوند:

امام صادق(ع) می فرمایند: اول وقت، خشنودی خداست و آخر آن، عفو خداست، و عفو نمی باشد مگر از جهت گناه." و در مقابل، تأخیر نماز موجب خشم خداست چرا که پیامبر اکرم(ص) به حضرت علی(ع) فرمودند: "نماز را با وضوی کامل و شاداب در وقتش به جای آور که تأخیر انداختن نماز بدون جهت، باعث غضب پروردگار است."

6- استجابت دعا و بالا رفتن اعمال:

در حدیث است که به هنگام ظهر درهای آسمان گشوده می شود و درهای بهشت باز می گردد و دعا مستجاب می شود ؛پس خوشا به حال کسی که در آن هنگام برای او عمل صالحی بالا رود. در حدیثی دیگر از حضرت صادق(ع) آمده است که فرمودند:"... بهترین ساعت های شب و روز، وقت های نماز است." سپس فرمودند:"چون ظهر می شود درهای آسمان گشوده شده و بادها می وزند و خداوند به خلق خود نگاه می کند. هر آینه من بسیار دوست دارم که در آن هنگام، عمل صالحی برای من بالا رود." آنگاه فرمودند:" برشما باد به دعا کردن بعد از نمازها، چرا که آن مستجاب می شود."

7- دوری شیطان و تلقین شهادتین:

پیامبر اکرم(ص) فرمودند:"شیطان تازمانی که مؤمن بر نمازهای پنج گانه در وقت آن محافظت کند، پیوسته از او در هراس است؛ پس چون آنها را ضایع نمود بر وی جرأت پیدا کرده و را در گناهان بزرگ می اندازد." امام صادق(ع) می فرمایند:"ملک الموت در هنگام مردن، شیطان را از محافظ بر نماز دور می کند و شهادت به یگانگی خدا و نبوت پیامبرش را در آن هنگامه بزرگ به او تلقین می نماید." زیاد شدن عمر، مال و اولاد صالح در دنیا،در امان بودن از ترس و هول مرگ در موقع مردن،آسان شدن سؤال نکیر و منکر در قبر، توسعه یافتن قبر، نورانی شدن چهره، دادن نامه عمل به دست راست و آسان گرفتن حساب در محشر، رضایت خداوند، سلام دادن خدا به او و نگاه کردن از روی رحمت به او در هنگام عبور از صراط و... از دیگر آثار و برکات نماز اول وقت است که در روایات به آن اشاره شده است.

حجةالاسلام انصاری می گوید: امام(ره) در روزهای آخر عمرشان می خواستند بخوابند؛ به من فرمودند اگر خوابیدم، اول وقت نماز صدایم بزن، گفتم چشم. دیدم اول وقت شد و امام(ره) خوابیده اند، حیفم آمد صدایشان بزنم؛ عمل جراحی، سرم به دست، گفتم صدایشان نزنم بهتر است.

چنددقیقه ای از اذان گذشت و امام(ره) چشم هایشان را باز کردند، گفتند:وقت شده؟ گفتم:بله فرمودند:چرا صدایم نزدی؟ گفتم:ده دقیقه بیشتر از وقت نگذشته است. گفتند:مگر به شما نگفتم. سپس امام(ره) فرزند خود را صدا زدند و فرمودند: ناراحتم. از اول عمرم تا حالا نمازم را اول وقت خوانده ام، چرا الان باید ده دقیقه تأخیر بیفتد؟".


نماز روح و روان من

آیات و احادیث درباره ی نماز

امام باقر (ع) فرمودند : اسلام بر پنج پایه بنا شده است : نماز ، زکات ، حج ، روزه و ولایت اهل بیت (ع).  بحارالانوار جلد 82 صفحه 234


امام باقر (ع) فرمودند : نماز ستون دین است ، مثل آن همانند ستون خیمه است که وقتی استوار باشد میخها و طنابها پابرجاست ، و هرگاه ستون آن کج و شکسته شود هیچکدام از آنها استوار نمی مانند.  بحارالانوار جلد 82 صفحه 234


امام صادق (ع) : نخستین چیزی که از بنده حسابرسی میشود نماز است ، پس اگر نماز پذیرفته شد اعمال دیگرش نیز پذیرفته میشود ، چنانچه نمازش رد شود بقیه اعمال او هم قبول نخواهد شد.  وسائل الشیعه جلد 3 صفحه 22


پیامبر گرامی (ص) فرمودند : نماز از آداب ( اولیه ) دین است ، و آن مایه خشنودی خدا ، و راه و روش پیامبران الهی است.  بحارالانوار جلد 82 صفحه 231


امام صادق (ع) فرمودند : فرشته مرگ ، شیطان را از کسی که مراقب نماز است دور میکند ، و شهادت بر وحدانیت خدا ، و رسالت پیامبر را در هنگام هولناک مرگ به او تلقین میکند.  وسائل الشیعه جلد 3 صفحه 19


امام صادق (ع) فرمودند : یک نماز واجب از بیست حج بهتر است ، و یک حج از صدقه دادن خانه ای پر از طلا بهتر است ، آنگونه که آن را صدقه دهند تا آنکه چیزی در آن نماند.  بحارالانوار جلد 82 صفحه 227


امیرالمومنین علی (ع) فرمودند : شما را به نماز و مراقبت از آن سفارش میکنم ، چونکه نماز برترین عمل و ستون دین شماست.  بحارالانوار جلد 82 صفحه 209


حضرت محمد (ص) فرمودند : هیچ گاه وقت نماز نمی رسد مگر اینکه فرشته ای در میان مردم ندا می دهد که : ای مردم بپاخیزید و با نماز خود آتشهایی را که برافروخته اید خاموش کنید.  بحارالانوار جلد 82 صفحه 209


امام علی (ع) فرمودند : هنگامی که انسان مشغول نماز است بدن و لباس و هرچه پیرامون اوست خدا را تسبیح می گویند ( و چه زشت است که خود انسان حضور قلب در نماز نداشته باشد )   بحارالانوار جلد 82 صفحه 213


رسول خدا (ص) فرمودند : نمازهای پنجگانه همانند نهر آب گوارائی جلوی درب خانه شماست چنانکه کسی هر روز خود را پنج بار در آن بشوید هیچگونه چرکی باقی نماند.  کنزالعمال جلد 7 حدیث 18931


امام علی (ع) فرمودند : هرگاه کسی به نماز می ایستد ، شیطان حسودانه به او مینگرد ، بخاطر آنکه می بیند رحمت خدا او را فراگرفته است.  بحارالانوار جلد 82 صفحه 207


روایت شده که جوانی از انصار با رسول خدا (ص) نماز میخواند و مرتکب گناه هم می شد ، این موضوع برای رسول خدا (ص) بیان شد.پیامبر اکرم (ص) فرمود : نمازش روزی او را از گناهان باز خواهد داشت ، سپس طولی نکشید که توبه کرد.  بحارالانوار جلد 82 صفحه 198


امام صادق (ع) فرمودند : وقتی نماز واجب میخوانی آنرا در وقت خودش چنان بخوان که گویا دیگر هرگز به نماز موفق نمی شوی. محجة البیضاء جلد 1 صفحه 350


امام صادق (ع) فرمودند : هنگامی که بنده ای سر وقت به نماز به ایستد و مراقب آن باشد به صورت پاره ای نور سفید بالا میرود و می گوید : تو مرا حفظ کردی خدا تو را حفظ کند ، ولی وقتی نماز را در وقتش نخواند و مراقب آن نباشد ، آن نماز بصورت لکه سیاه و تاریکی بر میگردد و می گوید : مرا ضایع کردی خدا تو را ضایع نماید.  محجة البیضاء جلد 1 صفحه 340


رسول اکرم (ص) فرمودند : کسی که نماز را سبک شمارد از من نیست و قسم به خدا او در حوض کوثر بر من وارد نخواهد شد.  بحارالانوار جلد 82 صفحه 224


امام صادق (ع) فرمودند : شفاعت ما به کسی که نمازش را سبک بشمارد نمی رسد.  بحارالانوار جلد 82 صفحه 227


امام باقر (ع) فرمودند : هنگامی که رسول خدا (ص) در مسجد نشسته بود مردی وارد شد و نماز خواند ، ولی رکوع و سجود آنرا بطور کامل انجام ندارد ، پیامبر (ص) فرمود : همانند کلاغ نوک زد ، اگر او بمیرد و نمازش چنین باشد با دین غیر دین من مرده است.  محجة البیضاء جلد 1 صفحه 340


رسول گرامی (ص) فرمودند : نماز ستون دین است ، پس کسی که عمدا نمازش را ترک کند دینش را خراب کرده است و کسی که به اوقات نماز اهمیت ندهد داخل (( ویل )) خواهد شد و (( ویل )) محلی در جهنم است.خداوند در قرآن فرمود : (( ویل جای کسانی است که در نمازشان سهل انگاری میکنند ، سوره ماعون آیه 4 ))  بحارالانوار جلد 82 صفحه 202


حضرت محمد (ص) فرمودند : کسی که نماز را بدون عذر بجا نیاورد تا وقتش بگذرد ، اعمالش از بین میرود ، سپس فرمود : فاصله بین بنده و کفر ، ترک نماز است. (یعنی کسی که نماز را ترک کند کافر محسوب میشود)  بحارالانوار صفحه202

امام صادق (ع) فرمودند : خداوند متعال فرمود : نماز کسی را می پذیرم که : 1- در مقابل عظمت من فروتنی کند. 2- از خواسته های نفسانی به خاطر من خود را دور کند. 3- روزش را با یاد من به پایان برد. 4-بر بندگانم بزرگی نفروشد. 5 - به گرسنه غذا دهد. 6 - برهنه را بپوشاند. 7 - به مصیبت دیده مهربانی کند. 8 - غریب را پناه دهد.  فروغ حدیث جلد 1 صفحه 76



امام صادق (ع) فرمودند : کسی که دوست دارد بداند نمازش پذیرفته شده است یا نه ؟ باید ببیند آیا نمازش او را از زشتیها و ناپاکی ها دور کرده است ؟ پس به اندازه ای که دور کرده باشد همانقدر از نمازش پذیرفته شده است.  بحارالانوار جلد 82 صفحه 198

 


مردی از امام زین العابدین (ع) سئوال کرد : ملاک پذیرش نماز چیست ؟ امام (ع) در پاسخ فرمود : ولایت و دوستی ما { اهل بیت } و برائت از دشمنان ما.  بحارالانوار جلد 84 صفحه 245


از حضرت صادق (ع) پرسیده شد : چرا زناکار را کافر نمی نامید در صورتیکه تارک نماز ( کسی که نماز نمی خواند ) را کافر میخواند ؟ برهان و دلیل این امر چیست؟ آنحضرت (ع) فرمود : برای اینکه زناکار و امثال او چنین اعمال ناروایی را فقط به خاطر شهوت انجام میدهد ، زیرا شهوت بر او دست یافته و اختیارش را سست کرده است ، ولی ترک کننده نماز ، ترک نماز نمیکند مگر از روی کوچک شمردن و خفیف داشتن آن و دلیل این سخن آن است که تو زناکاری را نمی یابی که با زنی نزدیکی کند مگر اینکه از نزدیکی با آن زن قصد لذت جویی و کامیابی داشته باشد و به این منظور به او میل کرده باشد ، ولی هرکس که نماز را از روی قصد ترک میکند منظورش از ترک آن دست یابی به لذت نیست ، پس وقتی لذتی نباشد به ناچار خفیف شمردن نماز واقع گردد ، و چون خفیف شمردن واقع شد ، کفر واقع گشته است.  من لایحضرالفقیه جلد 1 صفحه 307


رسول خدا (ص) فرمودند : هرکس نماز خود را کوچک بشمارد و نظرش سبک شمردن نماز باشد از من نیست و جزء امت من به حساب نمی آید ، و نیز در کنار حوض کوثر بر من وارد نخواهد شد هرگز به خدا قسم ، و هرکس مست کننده ای بنوشد از من نیست و در کنار حوض کوثر ( در قیامت ) بر من وارد نخواهد شد ، هرگز به خدا سوگند.  من لایحضرالفقیه جلد 1 صفحه 307


امام صادق (ع) : همانا شفاعت ما خاندان ، سبک شمارنده نماز را در بر نمی گیرد و به او نمی رسد و شامل حال او نخواهد شد.  من لایحضرالفقیه جلد 1 صفحه 307


امام صادق (ع) : نخستین چیزی که در روز قیامت بنده برای آن مورد حسابکشی قرار میگیرد و به آن رسیدگی میکنند نماز است ، اگر نماز پذیرفته شد ، سایر اعمالش نیز به تفضل ( از او ) پذیرفته میشود ، و هرگاه نماز مقبول نیفتاد و به بنده بازگردانده شد باقی اعمالش نیز مردود و باز گردانده خواهد شد.  من لایحضرالفقیه جلد 1 صفحه 310


امام باقر (ع) : هیچ بنده ای از شیعیان و طرفداران ما نیست که به نماز برخیزد مگر آنکه به شمار مخالفین او ( یا غیر شیعیان ) فرشتگان بر او گرد آمده و در پشت سرش به نماز می ایستند و برای او در پیشگاه خداوند عزوجل دعای خیر میکنند تا از نماز خود فارغ شود.  من لایحضرالفقیه جلد 1 صفحه 311

امام صادق (ع) : میل و رغبت به پاداش و رحمت الهی و خوف از عظمت و جلال خداوندی یا عقوبت و عذاب الهی در دل کسی فراهم نمی آید مگر اینکه بهشت بر او واجب میشود ، پس هرگاه نماز به جای می آوری دل خود را از صمیم آن به جانب خداوند عزوجل متوجه ساز که هیچ بنده مومنی نیست که در نماز و دعایش دل خود را متوجه خداوند عزوجل گرداند ( با حضور قلب باشد ) مگر اینکه خداوند عزوجل دلهای مومنان را به سوی او مایل گرداند و با جلب محبت و دوستی مومنان نسبت به او خداوند او را به بهشت عطا فرماید.  من لایحضرالفقیه جلد 1 صفحه 313


رسول خدا (ص) : همانا مثل نماز در میان شما مانند رودخانه ای است که بر در خانه یکی از شما جاری باشد و او در هر شبانه روز پنج بار بیرون آمده و در آن آب غسل کرده و خود را بشوید ، به این ترتیب دیگر چرک و آلودگی با پنج بار شستشو در بدن باقی نمی ماند ، همچنین اثر گناهان نیز با خواندن پنج مرتبه نماز در شبانه روز در روح انسان باقی نخواهد ماند.  من لایحضرالفقیه جلد 1 صفحه 316


مولا علی (ع) میفرمود : هرکس پیوسته یا در وقت هر نماز به طرف مساجد روان باشد یکی از این هشت چیز را بهره خواهد بُرد : برادری که در راه خدا مورد استفاده او باشد ، یا ( طُرفه ) دانشی که از زبده های علم باشد ، یا نشانه محکمی که در راه حق او را استوار سازد ، یا رحمتی از طرف حق که در انتظار او بوده ، یا کلمه و سخنی که او را از بدی باز دارد ، یا شنیدن جمله ای که او را به راه خیر و نجات راهنمایی کند ، یا گناهی را از ترس خدا ترک کند ، و یا آنکه از سر شرم و حیا گناهی را ترک کند. ( این همه فوائد همه در رفتن به مسجد است ) من لایحضرالفقیه جلد 1 صفحه 357


امام صادق (ع) فرمودند : وقتی خواستید نماز بخوانید با حال سیری شکم ( و به خصوص پس از پرخوری ) به نماز نپردازید و همچنین از روی کسالت و تنبلی و خواب آلوده یا به حالت چرت زدن نماز نخوان ، و نیز نمازت را با عجله و با شتاب نخوان ، بلکه با آرامش و سنگینی و وقار نماز بخوان و چون نمازت را شروع کردی بر تو باد که با خشوع باشی و با حضور قلب به نماز متوجه باشی که خداوند عزوجل میفرماید : ( الذین هم فی صلاتهم خاشعون ) ( یعنی : به تحقیق آن مومنانی رستگارند که در نماز خویش خاشع و فروتن اند )  من لایحضرالفقیه جلد 1 صفحه 466


از زراره روایت شده است که گفت : از امام باقر (ع) شنیدم که میفرمود : دعا خواندن در تعقیب نماز واجب بهتر و با فضیلت تر از نماز نافله است ، و سنت نیز چنین است.  من لایحضرالفقیه جلد 1 صفحه 516


امام صادق (ع) فرمودند : نشستن پس از نماز صبح در تعقیبات و دعا تا طلوع آفتاب تمامتر و مفیدتر است در جلب روزی از تکاپو کردن یا سفرهای تجارتی کردن.  من لایحضرالفقیه جلد 1 صفحه 517


حضرت محمد (ص) پس از فراغ از نماز صبح این دعا را میخواند ( که ترجمه آن چنین است ) : پروردگارا به تو پناه میبرم از رنج و اندوه و عجز و تنبلی و بخل و ترس ، و سنگینی دین و بدهکاری ، و بسیاری مردان ، و کسادی بی شوهران ، و بی خبری ، و خواری و سنگدلی ، و دروریشی ، و فقر و تنگدستی ، و پناه میبرم به تو از حرص و آن نفسی که از دنیا سیر نمیشود ، و دلی که از شنیدن کلمات حق نرم نمیگردد ، و دیده ای که اشک نریزد ، و دعائیکه مستجاب نگردد ، و از نمازی که سودمند نباشد ، و پناه میبرم به تو از همسریکه مرا پیر سازد پیش از آنکه زمانه پیریم برسد ، و پناه میبرم به تو از فرزند جفاکاریکه با نیاز من به او حرمتم نگاه ندارد ، و پناه میبرم به تو از ثروتی که شکنجه ام باشد ، و پناه میبرم به تو از همدم حیله بازی که چون کار نیک بیند آنرا بپوشاند و چون کار زشتی از من بیند ، رسوایم سازد ، پروردگارا چنان مکن که تبهکاری بر من حق نعمت و منتی داشته باشد.  من لایحضرالفقیه جلد 1 صفحه 526

رسول خدا (ص) فرمود : نماز را به جماعت خواندن بیست و پنج درجه از خواندن به تنهایی بهتر است. شیخ صدوق (رض) گوید : و پدرم (رض) در رساله ای که به من نوشته بود فرموده است : نماز مردی که به جماعت میخواندش از نماز مردی که به تنهایی میخواند بیست و پنج درجه در بهشت برتری دارد.  خصال شیخ صدوق جلد 2 صفحه 620


ضمرة بن حبیب گوید : از پیغمبر (ص) درباره نماز پرسش شد ؛ حضرت فرمود : نماز از راه های بندگی در دین است و رضای پروردگار عزوجل در آن است و آن راه و رسم انبیاء است و نمازگزار را دوستی فرشتگان و هدایت و ایمان و روشنایی شناسایی حق و برکت در روزی و آسایش تن و ناخوشی شیطان و اسلحه علیه کافر و مستجاب شدن دعا و پذیرش اعمال نصیب میشود و توشه مومن در دنیا و آخرت و شفیع میان او و فرشته مرگ و آرام دلش در گور و بستر زیر پهلویش و پاسخ منکر و نکیر نماز است و در روز رستاخیز نماز بنده تاجی است بر سر او و نوری است بر روی او و جامه ای است بر تن او و پرده ای است میان او و آتش و حجتی است میان او و پروردگار جل جلاله و باعث رهایی تن او است از دوزخ و سبب گذشتن او است از پل صراط و کلید بهشت است و کابین حوریان بهشتی است و بهای بهشت است بنده به وسیله نماز به بالاترین درجه میرسد زیرا نماز یادکردن خدا است به پاکی و یگانگی و سپاس و بزرگداشت و آقائی و پاکیزگی و گفتگو با خدا و دعا نمودن است.   خصال شیخ صدوق جلد 2 صفحه 621


حضرت محمد (ص) : اولین وظیفه دینی که در قیامت به حسابش رسیدگی میشود نماز است.  اثنی عشریه صفحه 9


حضرت محمد (ص) : یقینا ستون دین نماز است و آن اولین تکلیفی است از عمل پسر آدم که ( در قیامت ) به آن نگاه کرده میشود پس اگر صحیح باشد در اعمال دیگرش نظر می نمایند و اگر درست نبود به بقیه اعمال او نگاه نمی کنند.  وافی جلد 2 باب فرض الصلوة صفحه 9


حضرت محمد (ص) : هرکه عمدا نماز را ترک کند از پیمان و تعهد خدا و رسول خدا بیزاری جسته است.   اصول کافی جلد 3 باب الکبائر حدیث 21

حضرت محمد (ص) : کسی که نمازش را کوچک و سبک شمارد به شفاعت من نائل نشود ، و کنار حوض ( کوثر ) بر من وارد نشود نه به خدا سوگند.  وسائل الشیعه کتاب الصلوة باب تحریم الاستخفاف بالصلوة حدیث 10

حضرت محمد (ص) : شیطان از مومنی که نمازهای پنجگانه را در وقتشان محافظت کند همیشه خائف و هراسناک است پس چون آنها را ضایع نماید شیطان بر او دلیر شود و او را داخل در گناهان بزرگ میکند.   عیون اخبار الرضا باب 30 حدیث 21

حضرت محمد (ص) : کسی که یک نماز واجبی را به جا آورد در نزد خداوند برای او یک دعای قبول شده است.  صحیفة الرضا حدیث 10


حضرت محمد (ص) : پس از نماز گزاردن منتظر وقت نماز دیگر بودن گنجی از گنجهای بهشت است.  وافی جلد 2 باب فضل الصلوة صفحه 10


حضرت محمد (ص) : نمازهایتان را ضایع نکنید زیرا هرکه نمازش را ضایع گرداند با قارون و هامان محشور شود و حق است بر خدا که او را با منافقین داخل آتش (دوزخ) نماید ، پس وای بر کسی که بر نماز خود و سنت پیغمبرش محافظت نکند.  عیون الاخبار الرضا باب سی ام حدیث 46


حضرت محمد (ص) : نمازهای پنجگانه را محافظت کنید ( نمازهای یومیه را در اول وقت بخوانید ) زیرا خداوند عزوجل چون روز قیامت شود بنده را میخواند و اول چیزی که از او بپرسد نماز است پس اگر نماز را تمام ( بدون نقص و عیب ) آورد که هیچ و الا در آتش دوزخ افکنده شود.  صحیفة الرضا حدیث 154

حضرت محمد (ص) : مثل نماز چون عمود وسط خیمه است موقعیکه عمود ثابت باشد طنابها و میخ ها و پرده و پوشش سودمند باشند و چون عمود بشکند طناب و میخ و پوشش آن سود ندهد ( خیمه بر پا نمی شود ).   وسائل الشیعه کتاب الصلوة باب وجوب اتمام الصلوة حدیث 6


حضرت محمد (ص) : حضرت در مسجد نشسته بودند که مردی داخل مسجد شد و نماز خواند ولی رکوع و سجودش را درست و تمام انجام نداد ، نبی اکرم (ص) فرمود : مانند کلاغ منقار به زمین زد اگر این شخص بمیرد و نمازش این چنین باشد به غیر دین من مرده است.  وسائل الشیعه کتاب الصلوة باب وجوب اتمام الصلوة حدیث 4


حضرت محمد (ص) : دزدترین دزدها کسی است که از نمازش بدزدد ، گفتند ای پیغمبر خدا چگونه از نمازش می دزدد ؟ فرمود : رکوع و سجود آنرا تمام نکند و صحیح انجام ندهد.   طرائف الحکم جلد 2 صفحه 453 نقل از مستدرک الوسائل


حضرت محمد (ص) : از دینداری شخص همین بس است که بسیار مراقب نماز باشد.    اثنی عشریه صفحه 13


حضرت محمد (ص) : هرکه نمازش را در انظار ( در جمع مردم )  نیکو گزارد و در خلوت آنرا بد به جا آورد به خداوند اهانت کرده است.  وسائل الشیعه - کتاب الصلوة باب استحباب الجلوس فی المسجد و انتظار الصلوة حدیث 6


حضرت محمد (ص) : وقت هیچ نمازی نرسد مگر اینکه فرشته ای پیش روی مردم صدا زند که برخیزید به سوی آتشی که به جان خود افروخته اید و آنرا با ( خواندن ) نمازتان خاموش کنید.  امالی صدوق مجلس 75 حدیث 3


حضرت زهرا (علیها السلام از نبی اکرم (ص) پرسید که برای مرد و زنی که نمازش را سبک شمارد چه عقوبتی است آن جناب چنین فرمود : ) کسی که از مردان و زنان نماز خود را کوچک و سبک شمارد خداوند او را به پانزده نوع بلا گرفتار نماید که شش گرفتاری در دنیا و سه گرفتاری هنگام مرگش و سه گرفتاری در قبر و سه گرفتاری هم در قیامت موقعی که از قبرش بیرون آید ؛ اما آنچه در دنیا به او می رسد : پس اول اینکه خداوند برکت را از عمرش برمی دارد ، و خداوند برکت را از روزی او برمیدارد ، و از صورت او نشانه مردمان شایسته را محو فرماید و هر عملی که به جا آورد بدان پاداش داده نشود ، و دعایش مستجاب نشود و ششم اینکه برای او بهره و نصیبی در دعای شایستگان نباشد ( مشمول دعای نیکان نشود ) ؛ و اما آنچه هنگام مرگ به او میرسد : اولی آنها این است که به حالت ذلت و خواری می میرد ، دوم اینکه گرسنه می میرد ، سوم اینکه تشنه می میرد که اگر از نهرهای دنیا به او آب داده شود عطش او فرو ننشیند ؛ و اما آنچه در قبرش به او میرسد : اولی آنها این است که خداوند فرشته ای بر او گمارد که در قبر او را ( از ترس ) از جا بر کند ، و دوم اینکه گورش بر او تنگ شود ، سوم اینکه قبرش تاریک و ظلمانی شود ؛ و اما آنچه در قیامت هنگام خروج از قبر به او میرسد : پس اولین آنها این است که خداوند فرشته ای را بر او می گمارد که او را با صورت به زمین می کشاند در حالیکه مردمان به او می نگرند ، و دوم اینکه به سختی از او حساب کشند ، و سوم اینکه خداوند ( به نظر رحمت ) به او نگاه نکند و پاکیزه اش نگرداند و برای او عذاب دردناکی باشد.  طرائف الحکم جلد 2 صفحه 450 نقل از مستدرک الوسائل


حضرت محمد (ص) : از حضرت پرسیدند بهترین اعمال کدام است ، فرمود : خواندن نماز در اول وقتش.   سفینة البحار جلد 2 صفحه 42


حضرت محمد (ص) : نماز ستون دین است و در آن ده خصلت است : زیور صورت و روشنایی قلب و آسایش تن و انیس قبر و محل نزول رحمت و چراغ آسمان     ( در نظر ملکوتیان درخشان است ) و سنگینی میزان و خشنودی خدا و بهای بهشت و مانع از آتش و هرکه نماز را بپا دارد دین را بپا داشته و هرکه آنرا ترک کند دین را ویران کرده است.  اثنی عشریه باب دهم فصل دوم صفحه 327


حضرت محمد (ص) : موقعیت نماز در دین مانند موقعیت سر نسبت به بدن است.  اثنی عشریه صفحه 8 و 9


حضرت محمد (ص) : نماز موجب قُرب ( نزدیکی ) هر پرهیزکار ( به درگاه خدا ) است.  اثنی عشریه صفحه 8 و 9



نماز کلید بهشت است.

نماز دارای ابعاد گوناگون و ژرفایی بس عمیق است که با دو سه گام پیمودن، محیط واطراف آن طی نمی شود و تمام گوهرهای آن صیدنمی شود بلکه همه عارفان وعامیان بطور مکرر باید درباره نماز فکرکنند و هر کس به اندازه ی وسع و تلاش خود به بخشی از معارف نمازو اسرار آن دست یابد.نماز یک نیاز اساسی انسان است و دارای آثارفردی و اجتماعی و هم چنین برکات بسیاری می باشد و ترک آن دارای اثرات زیانبار بسیاری می باشد .نمازحقیقی موجب نجات کلی و همه جانبه است. انسان را آفتها ،آسیبها و فرجامهای ناگوار رهامی سازد و باب رحمت یزدان را به رویش می گشاید.
پس به نام نماز هرگز مگو هرگز




 


حضور قلب در نماز یعنی چه؟


انسان در مسیر زندگی دنیایی خویش، لحظاتی شیرین و به یاد ماندنی را تجربه می کند که شیرینی آن، همیشه در کام وجودش ماندگار است. از بین تمام این لحظات، شیرین ترین لحظات عمر یک مؤمن واقعی، لحظاتی است که با خدای بی نیاز به خلوت نشسته و به راز و نیاز و عبادت با حضرت حق می پردازد.

البته این شیرینی را، انسانی می تواند احساس کند که طعم ایمان واقعی را از عمق جانش چشیده باشد. چنین کسی هرگز حاضر نیست که این لحظه ی زیبا و دلربا را با تمام دنیا و آنچه در آن است معاوضه نماید.

او در حال عبادت و نماز که زیباترین مصداق عبادت است، به معشوق واقعی خویش دست یافته و از خلوت با او به چنان لذّتی دست یافته که در کل این عالم، برای آن مانندی نمی بیند، و لذا به هیچ قیمتی حاضر نیست آن را از دست بدهد.

در میان عبادات، هیچ عبادتی به مانند نماز، نمی تواند قلب کوچک آدمی را به دریای بی کران رحمت الهی وصل نماید، و روح انسان را از سرچشمه ی فیوضات بی انتهای خداوند بی همتا، سیراب نماید.

لحظه ی نماز، باشکوه ترین لحظه ی ارتباط انسان سراپا نیاز به وجود مطلق بی نیاز است. در حقیقت آن لحظه ی نورانی، فرصتی است طلایی که خداوند مهربان، بر ما منّت نهاده و از سر لطف و محبّتی که به بندگانش دارد، آن را در اختیار ما قرار داده، تا در آن فرصت زیبا، بتوانیم، قلب و جان خود را از عالم طبیعت و خاک، جدا نموده و روحمان را به عالم بالا پرواز داده و در سایه ی این پرواز ملکوتی، به جان خود صفا و جلاء بخشیم.

سرور عالم، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) در کلامی زیبا، نماز را به سر انسان تشبیه نموده و می فرماید: «مَوضعُ الصَلاةِ مِن الدینِ کَمَوضعِ الرأسِ مِنَ الجَسَد»1 ؛ جایگاه نماز در دین، همانند جایگاه سر در بدن است.

این تشبیه زیبا، در کلام نورانی حضرت بدین خاطر است که، در بدن آدمی هر عضوی از اعضاء بدن به نوبه ی خود، وظیفه ای مهمّ را عهده دار هستند، ولی در این میان نقش سر، از همه مهمّتر است، زیرا مغز که فرمانده ی بدن بوده و تصمیم گیری ها در آن انجام می گیرد، در سر انسان قرار گرفته است.

الله اکبر با نور دلربای خود به ما می گوید خدا بزرگتر است از اینکه با قلم و بیان ناچیزمان وصف شود، بزرگتر از فکر و خیال ما، بزرگتر از هوسها و وسوسه های شیطانی و جلوه های دنیا، این است آن راز نهفته در ذکر نورانی «الله اکبر»، راستی اگر واقعا خدا در نظر ما بزرگتر از هر چیزی باشد و کلمه ی «الله اکبر» از عمق جان ما برآید، دنیا با تمام جاذبه ها و جلوه هایش، در نظر ما کوچک و بی مقدار خواهد شد که نتیجه ی چنین حالتی، حضور جانانه و عاشقانه در نماز است.

بنابراین به یقین می توان گفت: بدن منهای سر، موجود بی خاصیتی است که فاقد هرگونه ارزش است، در ساختمان دین ما نیز، نماز همانند سر در بدن آدمی است، که اگر نباشد، پایه ی ساختمان دین ما، سست شده و از ارزش ساقط می شود.

حضوری عاشقانه

آدمی در این کره ی خاکی همیشه آرزوهایی را در آسمان ذهن خود به زیباترین شکل نقاشی نموده و برای رسیدن به آنها، نهایت تلاش خود را انجام می دهد. طبیعی است که از میان انبوه آرزوهایش یکی از آنها، بیشتر خودنمایی کرده و چون ستاره ای چشمک زنان از او دلربایی می کند، مؤمنین خداجویی نیز، از این امر مستثنی نبوده، آنها در صفحه ی قلب خود آرزویی را حک نموده اند که از نظر اهمیّت، در حدی است که بیان و قلم از توصیف آن عاجز است.

آن آرزوی نورانی و آسمانی که همواره فکر و اندیشه مؤمن را به خود مشغول نموده این است که به هنگام اوقات معنوی نماز، نمازی آبرومند را به درگاه الهی تقدیم نموده، به گونه ای که در آن حضوری عاشقانه در محضر خداوند بی نیاز داشته باشد که در لسان ادبیات اسلامی، از آن به حضور قلب تعبیر می شود.

معنای حضور قلب

حضور قلب در نماز به این معنا است که انسان در نماز، دل را با زبان همراه نماید، به گونه ای که با تمام وجود، خود را در محضر خداوند بی مثال ببیند و تمام توجّه و حواس خود را به سوی آن قدرت بی نظیر، متمرکز نماید، و به تعبیر عوامانه، شش دانگ حواسش نزد خداوند بی همتا باشد.

در نماز، باید تمام مملکت باطن را در اختیار حضرت حق قرار داده و با چشم دل به جمال یار بنگریم تا شربت حیاتبخش عشق را به ما چشانده و با آن عمق وجودمان را سیراب نماییم.

نمازی که در آن انسان، فقط زبانش ذکر خدا بگوید و دلش جای دیگر باشد، عین نفاق و دورویی است. ششمین اختر تابناک آسمان ولایت امام صادق(علیه السلام) در مورد چنین اشخاصی می فرماید: خداوند به چنین نمازگزارانی خطاب می کند: «اَتَخدَعُنی؟ و بِعّزَّتی وَ جَلالی، لاُ حرّمنّک حلاوةَ ذکری، لا حجبنّکَ عَن قُربی و المَسَرَّة بِمناجاتی.»2 آیا با من حیله گری و نیرنگ می کنی؟ سوگند به عزّت و جلال خودم، شیرینی یاد خود را از تو می گیرم و تو را از مقام قرب خویش و لذّت مناجاتم محروم می کنم.

در میان عبادات، هیچ عبادتی به مانند نماز، نمی تواند قلب کوچک آدمی را به دریای بی کران رحمت الهی وصل نماید، و روح انسان را از سرچشمه ی فیوضات بی انتهای خداوند بی همتا، سیراب نماید.

راستی چه عذابی بالاتر از این، که انسان از ذکر و یاد خدا و از خلوت با خدا لذت نبرد! عذابی است دردناک که قلب و جان آدمی را به آتش می کشد.

گاهی انسان، در کنار دوستانش ساعتها به سخن می نشیند بدون اینکه احساس خستگی و ناراحتی کند ولی همین شخص در نماز احساس خستگی دارد و نماز خواندن برای او ملال آور است و این نیست مگر به خاطر عدم حضور قلب در نماز. در حقیقت توجّه قلبی نداشتن به خدا، لذت عبادت را از او گرفته و لذا طبیعی است که در نماز احساس خستگی و ناراحتی داشته باشد.

راز نهفته در کلمه ی «الله اکبر»

اگر مؤمن بخواهد در نماز، حلقه ی جان خود را به چشمه ی زلال محبت الهی پیوند زده و با شور و اشتیاقی فراوان با معبود خویش، سخن بگوید و نمازی جانانه به درگاه او تقدیم نماید، باید در کلمه ی زیبای «الله اکبر» دقت نموده و با تمام وجود در پی یافتن پیام آن باشد، زیرا در باطن این ذکر شریف رازی نهفته است که حضور قلب در نماز، بدون دست یافتن به آن ناممکن است. الله اکبر با نور دلربای خود به ما می گوید خدا بزرگتر است از اینکه با قلم و بیان ناچیزمان وصف شود، بزرگتر از فکر و خیال ما، بزرگتر از هوسها و وسوسه های شیطانی و جلوه های دنیا، این است آن راز نهفته در ذکر نورانی «الله اکبر»، راستی اگر واقعا خدا در نظر ما بزرگتر از هر چیزی باشد و کلمه ی «الله اکبر» از عمق جان ما برآید، دنیا با تمام جاذبه ها و جلوه هایش، در نظر ما کوچک و بی مقدار خواهد شد که نتیجه ی چنین حالتی، حضور جانانه و عاشقانه در نماز است.

بنده ای که چنین نماز جانانه ای به درگاه الهی تقدیم نموده باید بداند که خدا نیز در مقابل، پاداشی جانانه برای او در نظر گرفته است. عزیز عالم، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) در این باره می فرماید: «مَن صَلی رَکَعتَعین و لَم یُحدِث فیهِما نَفسَهُ بِشیء مِن اُمورِ الدُنیا غَفَرَ الله لَهُ ذُنوبَهُ.»3 هر کس دو رکعت نماز به جا آورد و در آن ذهنش به هیچ یک از امور دنیایی مشغول نباشد، خداوند گناهش را می آمرزد؛ یعنی صفحه ی قلبش از چرک و کثافت گناه پاک و آینه ی دلش، صاف و شفاف شده، به گونه ای که نور رحمت الهی را در دل خود احساس می کند که این پاداشی است که هرگز نمی توان برای آن قیمتی تعیین نمود.

گاهی انسان، در کنار دوستانش ساعتها به سخن می نشیند بدون اینکه احساس خستگی و ناراحتی کند ولی همین شخص در نماز احساس خستگی دارد و نماز خواندن برای او ملال آور است و این نیست مگر به خاطر عدم حضور قلب در نماز. در حقیقت توجّه قلبی نداشتن به خدا، لذت عبادت را از او گرفته و لذا طبیعی است که در نماز احساس خستگی و ناراحتی داشته باشد.

نمازی آبرومند

امام باقر علیه السلام در شأن پدر بزرگوار خود امام سجاد علیه السلام می فرماید: آن حضرت در شبانه روز، هزار رکعت نماز می خواند، او در نخلستان دارای پانصد نخله خرما بود، در کنار هر یک از آن نخله ها، دو رکعت نماز می خواند، هنگامی که به نماز می ایستاد، رنگش تغییر می کرد، حال او در نماز چون حال برده ی ذلیل در برابر پادشاه بزرگ بود، اعضاء بدنش می لرزید و به گونه ای نماز می خواند که گویی آخرین نماز اوست و هرگز بعد از آن زنده    نمی ماند.

شبی مشغول نماز بود، یکی از پسرانش در کنارش به زمین افتاد و دستش شکست. اهل خانه جیغ و فریاد کشیدند، همسایه ها آمدند و شکسته بند آوردند، آن کودک از شدّت درد فریاد می کشید، شکسته بند، دست او را بست ولی امام سجاد(علیه السلام) از این فریادها و صداها، چیزی نشنید، تا این که صبح آن شب، حضرت با کمال تعجب دیدند که دست فرزندش به گردنش آویزان است! فرموده: چه شده؟! ماجرا را به سمع حضورش رساندند.

در مورد دیگری او در حال سجده نماز بود، آتش سوزی سختی در خانه حضرت رخ داد، حاضران فریاد می زدند: «یابنَ رَسُول الله النارُ النارُ»؛ ای فرزند رسول خدا! آتش آتش.

آن حضرت، سر مبارک را بلند نکرد تا این که آتش خاموش گردید، پس از سجده به آن حضرت گفته شد: چه چیز شما را از توجه به آتش سوزی بازداشت؟! در پاسخ فرمود: «اَلَهَتنی عَنها النارُ الکبری»؛ آتش عظیم دوزخ مرا از توجه به این آتش سوزی، غافل ساخت.4


پی نوشت ها:

1- نهج الفصاحه، ج 3075

2- محجة البیضاء، ج 1، ص 385

3- جامع السعادات، ج 3، ص 327

4- بحارالانوار، ج 46، ص


 

 

 

 

Statistics

زبان ها: 2
عضو: 315
خبر: 955
وب لینك: 7
بازدید كننده: 5719017
ما 41 میهمان آنلاین داریم

 

 

نظر سنجي

به نظر شما خدمات انجام شده در بافت تاریخی شیراز تا چه حد رضایت بخش است؟

نتایج
farschtonews ttrr
s trtr